بسیجی‌ خیبر: فرصتی یافتند تا بر نواده امام بتازند!

image-19088.jpg
مهدی خزعلی

در خرداد ماه ۱۳۹۲ مهدی خزعلی پس از یک اعتصاب غذای ۱۴۰ روزه اعلام کرد به دلیل رد صلاحیت هاشمی‌ توسط شورای نگهبان اعتصاب غذای خود را در زندان انفرادی از سر می‌گیرد و تا به امروز پایان آن را اعلام نکرد!
گفتنی است مهدی خزعلی سابقه دوستی با سعید امامی شکنجه گر وزارت اطلاعات را دارد و در پروژه هویت با او همکاری نزدیکی داشته و حتی کتاب اعترافات اجباری گرفته شده از روشنفکران، نویسندگان و دگراندیشان در دهه ۷۰ را نیز منتشر کرده و بر آن مقدمه ای هم نگاشته است.

 پس از آنکه نعیمه اشراقی نوه‌ روح الله خمینی در فیسبوک خود با گفتن اینکه “  در نزد پدر بزرگش زنان شهدا را نیز جوک می کرده ایم و او می خندیده است ” باعث جنجال رسانه‌‌ای جدیدی و تحت الشعاع قرار گرفتن خبر مربوط به اظهارات محمد جواد ظریف دربارهٔ مجید توکلی شد، اینک سایت سحام نیوز  یادداشت مهدی خزعلی، که خود را سرباز جان بر کف اسلام و حکومت اسلامی و خط امام خمینی می داند، را منتشر نمود  که در ادامه آن را ملاحظه می نمایید:

دوستان؛ دشمنان دیروز و امروز ما مترصد فرصت اند تا بر ما بتازند، مخالفان نظام از یک سو و انحصار طلبان از سویی، یادداشت نواده امام را بهانه کرده و هجوم آورده اند! می خواهند خاندان امام را خانه نشین کرده و هرآنچه می خواهند بکنند، هدف آنها بیت امام است، نه فرد، ناگزیر برای دفاع از مظلوم، قلم در دست گرفته و چند سطری حسب تکلیف شرعی می نویسم.
نخست: آنکه نافی را نفی کافی است و همین که او این کلام را نفی کرده است ما را بس که به آن نپردازیم و اعلام کفایت بحث نماییم.
دوم: بر فرض صحت این کلام، معرکه گیری خطاست، در میان ملت فهیم و طناز ما که زنده به طنز و مطایبه است، این که جملاتی از بزرگی را در دو جایگاه متفاوت، بردارند و کنار هم نهند و از این صغرا و کبرا نتیجه ای به ظاهر منطقی و در باطن طنزی ظریف خلق کنند، جاری و ساری است، اما دیکتاتورها با این طنز برمی آشوبند و امام با این طنز که او را هدف قرار داده بود، کنار می آید و با لبخندی طناز را بدرقه می کند، این افتخار ماست که امام راحل طناز را با لبخند بدرقه می کند و چون دیگران طناز را به ۳۴٫۵ سال محکوم نمی کند، من هر نقدی در قالب طنز گفتم، برایم محکومیت به ارمغان آورد، من برای نقد جنتی و مهدوی و مصباح و لاریجانی و رهبری و امام و قاضی و عسگراولادی و … محکومیت یافتم. مراقب باشیم با حمله و یا سوء استفاده از این طنز، پایه های استبداد را محکم ننماییم و بهانه دست مستبدان ندهیم که دهان ها را ببندند، شاید نواده امام در اثر این هجوم رسانه ای مجبور به انکار شده باشد، اما من به عنوان یک نویسنده طنز پرداز، نا چارم از حریم نقد و طنز دفاع کنم و نگذارم این بهانه ای برای دوختن لبان فرخی یزدی شود…!
سوم: این که بیایید باهم این دو جمله را بررسی کنیم، در بحبوحه جنگ که جوانان دلیر ما برای سرافرازی ایران اسلامی جان می باختند، دغدغه ما که مجرد بودیم این بود که مادر در عزای ما چه می کند و از خدا می خواستیم که به او صبر دهد، یادم می آید محمد سلیمی – که با او عقد اخوت بسته بودم – می گفت:” دوست ندارم اسیر شوم و نمی خواهم که جنازه ام متلاشی شود، دوست دارم یک گلوله در قلبم جای گیرد و جنازه ام سالم به مادرم برگردد، مادرم تحمل اسارت و دیدن جنازه متلاشی مرا ندارد” و همین طور هم شد، اما همرزمان و سرداران متاهل، دغدغه شان زندگی همسر و فرزندان بود و اکثراً وصیت می کردند که به سنت اسلامی عمل شود و همسران جوانشان بیوه نمانند و پس از شهادت آن بزرگ مردان زندگی را بر خود تلخ نکنند و با ازدواج به زندگی خود و فرزندانشان سر و سامان دهند و این دغدغه شهدا و تنهایی زنان جوانی که گاه کمتر از بیست سال سن داشتند موجب شد که امام جوانان را تشویق کند که جای خالی همسنگرانشان را پر کنند و به بهانه این که این دختر ازدواجی در شناسنامه اش دارد از ازدواج محروم نشود، و جوانان مجرد به دنبال دختران باکره نروند و این یادگاران دلاوران را تنها مگذارند. و جمله دوم امام که ربطی به این موضوع ندارد و در مقام تجلیل از رشادت ها و جانبازی های پاسداران (آن زمان) بوده است که می فرماید :” ای کاش من هم یک پاسدار بودم” ، مردم طنزپرداز ما این دو جمله بی ربط را در کنار هم قرار داده و صغرا و کبرا و نتیجه ای طنز آمیز می سازند! حال باید امام که مخاطب این مطایبه است آزرده شود، او آنقدر بزرگوار است که طناز را با لبخندی بدرقه می کند، امروز فرصت طلبان و مستبدان دست در دست هم داده اند و به بهانه یک طنز می خواهند دهان ما را بدوزند، حاشا و کلا…!
برای مثال طنز طلبگی ذیل حاصل دو گزاره درست در دو جایگاه متفاوت است و چون در کنار هم آید نتیجه ای مطایبه آمیز حاصل آید ” الولد العالم نصف العلم و لا ادری نصف العلم، فاَنَ عالم !” ” فرزند عالم بودن نیم علم است و نمی دانم نیم علم پس من عالمم”، آنجا که می گوید زاده عالم نیم علم است کنایه از این دارد که در خانه عالم سخن علمی گفته می شود و فضا علمی است وزاده عالم بهره ای و توشه ای برمی گیرد و در دومی نیز می خواهد بگوید این که بدانم “نمی دانم” نصف علم است و تا بر جهل خویش علم نیابم دنبال علم نمی روم و در جهل مرکب باقی می مانم، ” آنکس که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابد الدهر بماند” حال با این دو گزاره، آقا زاده نادان خود را عالم می داند!!!
برای من خطر بستن دهان ها بیشتر از این طنز پردازی هاست، باید از این مطایبه بیاموزیم که می شود با رهبر انقلاب شوخی کرد و زندان نرفت و وظیفه رهبران و مسئولان نیز در برابر طنز مشخص می شود، لبخندی و بس…!
بالاتر بگویم، نواده دیگر امام هر گاه مردم چیزی را برای شفا نزد امام می فرستادند که تبرک فرماید، به طنز خطاب به امام می گفت:” کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی!” و امام این طنز را نیز با لبخندی شیرین جواب می داد، اصولاً امام و بسیاری از بزرگان اهل طنز و مطایبه بوده و هستند.
امام که شیرین بود، حتی آقای جنتی که در خطابه خیلی تلخ و تند و خشن است، در برابر هزاران طنزی که نوه اش برایش می برد، با لبخندی او را بدرقه می کند و دنبال بقیه اش می گردد، عزیزی می گفت:” به آقای جنتی گفتم، از ما راضی باشید که بریتان جوک می سازیم” و او پاسخ داده بود:” به شرطی که برای خودم هم بفرستید!” البته استثنائاً من به دلیل نقد طنز گونه ایشان شش ماه حبس گرفتم و صد البته ایشان هرگز از من شکایت نکرد و وزارت اطلاعات به جای وکیل مدافع او اینکار را انجام داد!
در خاتمه جای بسی تاسف است که کمیسیون فرهنگی مجلس جو گیر شده و می خواهد به این طنز بپردازد، آقایان مسائل جدی مملکت را فراموش کرده اند وبه طنز مشغولند و حتی مصوبات جدی آنها نیز به طنز شبیه است، آنجا که ازدواج با دختر خوانده را تصویب می کنند و جنجالی راه می اندازند، این مصوبه زائد بود و جوابش این است که لابد فردا می خواهید ازدواج با پسرخوانده را هم تصویب فرمایید و بعد برای رفع بیکاری ازدواج پسر خاله و دختر خاله و پسر دایی و دختر عمه و خاله زاده ها و عمو زاده ها وعمه زاده ها و غیره و ذالک را مصوبه فرمایید. خود این مصوبه غیر ضروری و ترویج این بحث نازیباست، گاهی موارد نادری اتفاق می افتد که شارع برای آن دستورالعمل دارد و نیازی به مصوبه هم ندارد.
حال از شوخی گذشته این مسئله ما را هم حل فرمایید، یکی رفته بود مسجد محل و از امام جماعت پرسید:” حاج آقا می شود با پدر زن ازدواج کرد؟” حاج آقا گفته بود:” منظورت مادر زن است؟” مردک گفته بود:” او که هیچ، ازدواج کردیم رفت، حکم پدر زن را بفرمایید…!”

والسلام
مهدی خزعلی
۲۵/۷/۱۳۹۲

http://sepidedam.com/19088

خمینی, مهدی خزعلی, نعیمه اشراقی

واقعیات ماجرای جایزه گرفتن نتیجه آیت الله خمینی

image-17296.jpg
1238741 10151828413873954 1944109513 n

دفاع اولیه نعیمه اشراقی با استفاده ابزاری از ” قرآن و دیانت “برای توجیه اشتباهات خود دل‌نوشته زیر را خطاب به او، به همراه عکسی با حجاب کامل از دخترش، که گویا مربوط به چند سال پیش است، منتشر کرده است:
«نعیما؛ دختر دلبندم، کسب مقام اول مرکز نخبگان ایالت انتاریو کانادا را به تو تبریک می‌گویم. باید بدانی به وجودت افتخار می‌کنم نه برای مدال، بلکه برای انسانیت، شرافت، مهربانی و برای دیانتت…؛ دختری که اغلب جلسات هفتگی تفسیر قرآن را ترک نمی‌کند و به آنچه از آن می‌آموزد، عمل می کند…؛ عزیزم، هرگز از تو جز اخلاق نیکو، ادب، عاطفه و وفا ندیدم…؛ اگر شیرینی این پیروزی را به کامت تلخ کردند به فال نیک بگیر که انتقاد و حتی حمله، انسان را مصمم و آبدیده می‌کند.

شهروند کانادا (بزرگترین نشریهٔ فارسی زبان شمال آمریکا)    علی شریفیان: مدتی است موضوع جایزه‌ای که خانم نعیما طاهری و عکس فتوشاپ شده او همراه با عنوان و شرح نادرستی که مادر وی خانم نعیمه اشراقی در فیس بوک خود درباره دخترش و جایزه او داده، سوژه بحث ها، اعتراض‌ها و انتقادات زیادی در رسانه‌ها و عمدتا فیس بوک شده است.

نکته اول اینکه خانم طاهری یک جایزه تشویقی دریافت کرده است. این جایزه از جوایزی است که هر ساله از سوی مرکز عالی انتاریو انتاریو سنترس آاف اخکللنک به دانشجویان و کسانی که ابتکارات و نوآوری هایی می کنند و به منظور تشویق و گسترش پژوهش‌های علمی و کمک به مخترعان به گروهی داده می شود. خانم نعیما طاهری، نتیجه آیت الله خمینی در مراسمی که در ماه مه، بیش از سه ماه پیش برگزار شده، به عنوان اعضای یک تیم این جایزه را از دست دکتر رضا مریدی، وزیر پژوهش‌های علمی و نوآوری‌های انتاریو دریافت کرده است. به عبارت دیگر وی در «ایالت انتاریو» آن گونه که مادرش ادعا کرده، نفر اول هیچ رشته‌ای نشده است.

1236156 10151830549303954 320371522 n

نعیمه اشراقی ، زنی‌ که در مکتب خمینی و خاتمی آموزش دیده، در پاسخ به برخی انتقادها در صفحه فیس‌بوک خود به هزاران نفری که از او انتقاد کردند، آشکارا توهین کرد و خواهان نابودی آنها شد و نوشت: «دوستان عزیز لطفا به عوعو کردن اشخاص حساسیت نشان ندهید چون واقعا فکر میکنند مهم هستند خداوند در قرآن فرموده است که حسود هیچ وقت از حسادت خود سودی نمیبرد. نوه امام بودن خودش افتخاری است برای من و خانواده‌ام و من به آن مفتخرم خداوند همه شما جاهلان را هدایت کنه و اگر قابل هدایت نیستید نیست و نابودتان گرداند.»

دکتر رضا مریدی در گفت وگوی خود برای شهروند توضیح داد که ایشان، دولت انتاریو، وزارت پژوهش‌های علمی و نوآوری ها، (که دکتر مریدی تصدی مقام وزارت آن را دارد)  وزرات آموزش و پرورش یا هیچ وزارت خانه دیگری در پروسه انتخاب گیرندگان این جوایز دخالتی ندارد و این کار از سوی مرکز عالی انتاریو، که موسسه‌ای مستقل است، صورت گرفته و می گیرد. بنا براین وزیر کابینه دولت انتاریو از مشخصات گیرندگان جوایز هیچ گونه اطلاع قبلی نداشته است. دکتر مریدی به شهروند خاطرنشان کرد که در مجموع ۲۰ نفر در مراسم ماه می، جایزه گرفته اند. غیر از خانم نعیما طاهری، چند ایرانی دیگر به نام‌های امیر منبع چی، محمد فرجی و علی صدیقیان جزو گیرندگان جایزه بوده اند.

کسانی که در رسانه‌ها به این موضوع پرداخته اند، مسائل و نکات زیادی را مطرح کرده اند. از جمله اینکه به دروغگویی و ریاکاری خانم نعیمه اشراقی، مادر خانم طاهری، نوه دختری آیت الله خمینی اعتراض کرده و می گویند چرا نتیجه بنیانگذار حکومت اسلامی، خود آموزه‌های خمینی را در حفظ حجاب رعایت نمی کند، در حالی که حکومت اسلامی، میلیون‌ها زن ایرانی را با اجبار و زور حجاب بر سر کرده و شمار زیادی از آنها را هر روزه به بهانه‌های «بد حجابی»، « بی‌حجابی» و مانند آن مورد اذیت و آزار قرار داده و می دهد. وی با چه پولی آمده در کشوری که آیت الله خمینی « بلاد کفار» خوانده، درس می خواند و چرا در جمهوری اسلامی پایه ریخته شده به وسیله جدش نمانده و درس بخواند؟

عده‌ای هم به این اعتراضات ایراد گرفته و می گویند این خانم مانند همه در انتخاب پدر و مادر و خانواده اش، اختیاری نداشته پس نباید وی را به جرم جدش به باد انتقاد گرفت.

نکته جالب و مهم دیگر اینکه فیس بوک در ایران فیلتر و وارد شدن به آن حرام و ممنوع است و این اعتراض و پرسش مطرح شده که چرا این رسانه برای مردم ممنوع شده اما کسانی چون خانم نعیمه اشراقی که نوه خمینی است (مانند بسیاری از دیگر مقامات و سردمداران حکومت اسلامی با اینترنت‌های پر سرعت) در آن عضویت دارند و فعالیت می کنند.

http://sepidedam.com/17296

خاتمی, خمینی, دکتر رضا مریدی, نعیما طاهری, نعیمه اشراقی

سانسور دختری که هم‌نام “آیت‌الله خمینی” نیست

image-17091.jpg

8968781215 a32a9d5d5c o

 

دویچه وله فارسی

دختری که حتی نام آیت‌الله خمینی را بر خود ندارد٬ چون “نتیجه”ی اوست از سوی مادر خود سانسور شد. تغییرات فتوشاپی در عکس نعیما طاهری که جایزه‌ای علمی در کانادا کسب کرده اعتراض‌ها به مادر او را برانگیخت.

در هفته‌ای که گذشت استفاده‌ی نوه آیت‌الله خمینی٬ رهبر پیشین جمهوری اسلامی ایران٬ از فتوشاپ به داغ شدن فضای وب فارسی و پیش آمدن بحث‌های عمومی سیاسی که در بسیاری از موارد توام با خشم یا طنز بودند منجر شد. اما تنها این نبود٬ عکس با حجاب دختری از خانواده خمینی‌ها که مادرش در تلاشی فتوشاپی سعی کرد از او دختری با حجاب‌تر به نمایش بگذارد. این موضوع مثل عکس عریان گلشیفته فراهانی٬ بازیگر ایرانی ساکن اروپا٬ به باز شدن دوباره بحث اختیار زن بر بدن خود انجامید. با این تفاوت که این بار این بحث حتی به رسانه‌های اصول‌گرا نیز رسید.

وقتی نعیمه اشراقی٬ نوه آیت‌الله خمینی٬ میزان حجاب عکس دختر خود٬ نعیما طاهری٬ را که صاحب جایزه‌ای علمی در کانادا شده است با فتوشاپ دست‌کاری و سعی کرد بر آن بیافزاید از چشم کاربران دور نماند.

او که تلاش کرده بود موهای دخترش را که روسری به سر دارد با فتوشاپ بیش‌تر بپوشاند و بر تن دخترش که با بلوز و شلوار تنگ است٬ مانتو بپوشاند این اقدام آن‌چنان مورد نقد و در مواردی حتی در معرض “توهین” قرار گرفت که مجبور به حذف نوشته از صفحه فیس‌بوک‌اش شد.

اگرچه بخشی از کاربران وب فارسی با زیر سوال بردن حجاب آزادانه‌ی این دختر که گروهی آن را شیک‌پوشی خوانده‌اند، تلاش داشتند محدودیت‌های ایجاد شده برای زنان و جوانان در سال‌های حاکمیت جمهوری اسلامی را یادآوری کنند٬ بخشی از کاربران اقدام مادر او را سانسور خواندند و نقد اصلی را متوجه او دانستند.

نظرات کاربران صرفا به مساله آزادی حجاب و سانسور نعیما محدود نماند و بخشی نیز نسبت به این‌که فرزندان سران نظام مشغول تحصیل در کشورهای غربی هستند حساسیت نشان دادند. یک کاربر در گوگل پلاس (شبکه اجتماعی کمپانی گوگل) نوشت: «رودست خوردیم! وقتی ما داشتیم راهپیمایی می‌کردیم و مرگ بر آمریکا و مرگ بر انگلیس می‌گفتیم ظاهراً خیلی از آقاها و آقازاده‌ها داشتند در آمریکا و انگلیس تحصیل می‌کردند!»

“وقتی یاد می‌گیری دروغ بگویی”

نعیمه اشراقی٬ نوه آیت‌الله خمینی٬ اگرچه با اعتراض عمومی عکس فتوشاپ شده دختر خود را برداشت اما در پستی در فیس‌بوک عکسی با حجاب بیش‌تر از دخترش منتشر کرد و با تبریک موفقیت وی از این موضوع یاد کرد که هیچ وقت کلاس قرآن دخترش ترک نشده است.

اگرچه این بار هیچ معیار سنجشی برای صحت گفته‌های نعیمه اشراقی نبود و شاید کسی هم در پی راستی‌آزمایی کلاس قرآن‌رفتن یک دختر جوان نبود اما همچنان کاربران او را به علت سانسور و تلاش برای تحمیل عقیده‌اش مورد انتقاد قرار دادند.

آن‌چه از سوی کاربران سانسور و تقلب در واقعیت خوانده شد از سوی برخی نیز به زبانی ساده‌تر” دروغ‌گویی” نام گرفت.

یک وبلاگ‌نویس در وبلاگ خود نوشت: «ما ایرانی‌ها که قبل از سال ۵۷ فرشته و معصوم که نبوده‌ایم. مگر پدران و پدربزرگ‌های خیلی از ما، بامداد ۲۸ مرداد مرگ بر شاه نگفتند و بعد از ظهرش جاوید شاه گویان به مصدقی‌ها حمله نکردند؟ وقتی (آیت‌الله) خمینی با «اسلام»اش آمد، خیلی‌ها که خیال می‌کردند او نماد صداقت است، امید داشتند که ریشه دروغ‌گویی را قطع کند…اما چنین نشد…وی، اجبار دینی را بر مردمان ما تحمیل کرد. بر مردمان ساده‌دلی که ندانستند به چه رای داده‌اند. بسیاری از امیدواران به «دروغ‌زدایی» از سوی (آیت‌الله) خمینی، نخستین دروغ را به خودشان گفتند و امیدوار ماندند. امیدوار به چه؟ به کسی که در پاریس یک جور حرف زده بود و در قم جور دیگری سخن راند.»

این وبلاگ‌نویس می‌نویسد:‌‌«سال ۶۰، کودکان بسیاری، دروغ گفتن را برای حفظ جان پدران، مادران و برادران و خواهران‌شان آموختند. اینکه نگویند توی خانه چه کسی “سیاسی” است، نگویند چه کسی “عرق” می‌خورد، چه کسی “ویدئو” دارد. چه کسی “ورق” دارد.»
او در ادامه دیگر دلایلی که در گذر سال‌های اخیر ایرانیان را مجبور به دروغ‌گویی کرده برمی‌شمارد و در نهایت می‌نویسد که “نتیجه اخلاقی” برای بسیاری این بود که به خودشان دروغ بگویند و بسیاری از چیزها را به امید فردایی بهتر نادیده بگیرند٬ “نادیده گرفتن واقعیت‌ها ارزش شد.”

0,,16998989 401,00 آیت‌الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی به همراه برخی از اعضای خانواده‌ی خود

“آزادی زن نباید قربانی شود”

اما برخی دیگر کاربران اینترنت نیز با لحن‌های مختلف درباره آزادی زن و اختیار او بر بدن خود نوشتند. یک کاربر فارسی‌زبان توئیتر در این‌باره نوشت: «یه روز گفتند ارمیا روسری سرشه پس عوضیه! یه روز گفتند گلشیفته لخت شده پس عوضیه! امروز میگن نعیما چرا روسری سرشه و موهاش معلومه پس عوضیه!»

یک وبلاگ‌نویس نیز با گذاشتن عکس سانسور نشده نعیما طاهری نوشت: «مادری دخترش را سانسور می‌کند و پس از ایجاد هیاهو، سایرین را متهم می‌کند که دل دخترش را شکسته‌اند، گروهی موفقیت تیم علمی دختر را نادیده گرفته و به رانتی که به واسطه آن دختر در خارج از کشور مشغول به تحصیل است می‌پردازند، گروهی دیگر به بهانه خوش‌پوشی دختر به جد او می‌تازند، مادر مجدد به صحنه می‌آید و باز واقعیت دختر را نادیده می‌گیرد و با انتشار عکسی محجبه مربوط به سال‌ها پیش، نوشته‌ای می‌نویسد تا دختر را به شعارهای حاکمیتی منگنه کند.»

این وبلاگ‌نویس سپس می‌افزاید: «سال‌هاست که بسیاری نوشته‌اند و گفته‌اند و اعتراض کرده‌اند به اینکه حتی در متون صریح اسلامی نیز، زن جزو مایملک خانوادگی نیست و بر بسیاری از مسائل مربوط به خود حق مطلق دارد، اما گویا گوش بسیاری شنوایی لازم را ندارد و متاسفانه در این جامعه این ناشنوایانند که حکم می‌رانند، نعمیا نیز امروز یکی از قربانیان این ماجراست٬ از چپ و راست، مادر و سایر فامیل همگی خود را دارای حق و مالک بر نام و موفقیت‌های او می‌دانند تا به نام خود، خانواده یا مرام سیاسی خود از آن استفاده کنند و متاسفانه نعیما نه اولین نفر و نه آخرین نفر در این لیست خواهد بود.»

مگر دیگران خواسته بودند؟

اگرچه در چند سال اخیر چندین بار فضای اینترنت فارسی‌زبانان با مسایلی مرتبط به آزادی تن و پوشش زن دچار شوک شده و بحث درگرفته است٬ اما این بار بحث به وب‌سایت “الف”، یکی از وب‌سایت‌های اصول‌گرایان، نیز کشیده شد٬ نه برای رد بحث به طور کلی که به منظور انتشار نظری منطقی در باب موضوع.

نویسنده وب سایت “الف” در مطلبی با عنوان “شاید نعیما نخواهد خمینی باشد” نوشت: «نعیما اسمِ خمینی ندارد، شاید هم نخواهد داشته باشد. شاید نخواهد انقلابی باشد و شاید نخواهد حتی مذهبی باشد. نخواهد حجاب داشته باشد و نخواهد در ایران زندگی کند. همچنان که الآن در کانادا درس می‌خواند – خوب هم درس می‌خواند و جایزه می‌گیرد – و همچنان که با حجاب نصفه نیمه در مراسم حاضر می‌شود.»

این نویسنده سپس نوک پیکان انتقاد را به سمت مادر نعیما برمی‌گرداند: «مقصر مادرش “نعیمه” است که این بار را روی دوش او می‌گذارد، بی‌آنکه خود او بخواهد. مادرش نعیمه که خود دچار تناقض است؛ هم می‌خواهد به دخترش افتخار کند (همان گونه که هست) و هم می‌خواهد چیزی باشد که نیست. این است که عکس دخترش را با فتوشاپ ناشیانه‌ای اصلاح و محجبه می‌کند و بعد که که عکس اصلی منتشر می‌شود، پست خود را حذف می‌کند. تناقض از مادر نعیماست، نه خود او. بیچاره نعیما که به خاطر مادرش، حریم خصوصی‌اش نقض می‌شود و باید جوابگوی کسانی باشد که با آ‌ن‌ها کاری نداشته و ندارد. حرص مادر نعیما بر انتساب خود به امام، حق زندگی آزادانه را از نعیما می‌گیرد.»

اگرچه نویسنده این مطلب تلاش می‌کند در پوشش دفاع از حق نعیما برای “خود بودن” به نعیمه اشراقی که در جریان اصلاح‌طلبان محسوب می‌شود بتازد اما برخی کاربران نیز تناقضی در جریان فکری که سایت الف نیز به آن تعلق دارد یافته و به آن انتقاد کردند. یک کاربر توئیتر درباره گزارش سایت الف یادآوری کرد: «شاید ملت سی سال می‌خواستن به زور اسم این و اون هویت و زندگیشون مخدوش بشه. حالا این شاید نخواد.»

در روزهای اخیر و با هرچه بیش‌تر پیوستن چهره‌های سیاسی ایران به فیس‌بوک و دیگر شبکه‌های اجتماعی می‌توان انتظار داشت که حضور آن‌ها در حوزه‌هایی خبرساز شود که پیش از این پیش‌بینی‌پذیر نبوده است.

http://sepidedam.com/17091

دروغ, فتوشاپ, نعیما طاهری, نعیمه اشراقی

درود بر نتیجه «امام»، و شرم بر نوه «امام»

image-16961.jpg
8968781215 a32a9d5d5c o

در حاشیه تدلیس فتوشاپی عکس نتیجه آیت‌الله خمینی توسط مادرش

ماجرا بسیار ساده است. دختر نعیمه اشراقی(نوه خمینی، خواهر زن محمدرضا خاتمی، و عروس طاهری) ، در استان انتاریوی کانادا، جایزه‌ای مهم گرفته است. دکتر مریدی، وزیر تحقیقات و فن آوری هم به عنوان بالاترین مقام آموزش عالی دولت انتاریو در عکس حضور دارد. این افتخار کمی نیست. اما ماجرا آنجایی داغ می‌شود که نعیمه اشراقی، برای نشان دادن افتخار به دست آمده، عکس «فتوشاپی» دخترش را منتشر می‌کند.

به چند نکته توجه کنیم:

نعیما طاهری، دانشجوی دانشگاه مک‌مستر کانادا و دختر خانم اشراقی، به سن قانونی رسیده است. لباسی که پوشیده، خارج از عرف کانادا نیست و اتفاقا روسری هم دارد.

خانم نعیمه اشراقی اما، در فیسبوک عمومی خود، که از سوی هزاران هزار نفر دیده می‌شود و عملا رسانه فردی ایشان است، عکس‌ها را سانسور شده منتشر می‌کند، آن هم در عصر آزادی اطلاعات.

اگر خانم اشراقی، عکس سانسور نشده دخترش را منتشر می‌کرد، حداکثر از سوی بخشی از اصول‌گرایان مورد انتقاد قرار می‌گرفت، اما اینک کارش از همه سو مورد نقد خواهد بود. چرا؟

- حق انتخاب دخترش را برای پوشیدن لباس زیر سوال برده است.
- واقعیتی را «تدلیس» کرده. به عباراتی، فتوشاپ کرده و در فیسبوک عمومی خود نمایش داده.
- جایزه نعیما طاهری را تحت الشعاع سانسور خود قرار داده است.

اما این ماجرا چه سوال‌های جدیدی را ایجاد می‌کند و حساسیت‌های جدیدی را بر می‌انگیزد؟

- چرا خانم اشراقی عکس «دست‌کاری» شده را جانشین عکس کاملا متین دختر خود کرده است؟
- چرا اینقدر نسبت به این عکس حساسیت نشان داده؟

اما نکته مهم‌تر و البته سوال‌برانگیزاننده‌تر، ریشه‌های خانوادگی است.

آیت‌الله خمینی، حجاب را به زنان ایران، خارج از حق انتخاب‌شان، تحمیل کرد. به عبارتی، آیت‌الله خمینی، حقوق میلیون‌ها زن را در کشورمان دست‌کاری کرد و هزاران هزار زن «بدحجاب» و «نیمه‌حجاب» توسط نیروهای انتظامی و بسیج مقلد «امام» کتک خورده و آسیب دیده‌اند.

هزاران هزار زن ایرانی حتی با داشتن اندک آرایشی در حد خانم نعیمه اشراقی، مورد برخوردهای خشونت‌آمیز نیروهای حکومتی قرار گرفته‌اند.

اما حالا یک زن، در خارج از ایران، با لباس و حجابی که احتمالا انتخاب خودش است، ظاهر شده و از وزیر تحقیقات و فن‌آوری انتاریو که یک ایرانی-کانادایی هم هست، جایزه گرفته. بسیاری از چیزهایی را که پدربزرگ مادرش به جامعه ایرانی تحمیل کرده، در ظاهر او دیده نمی‌‌شود. چقدر خوب! او خود را از ظلمی که آیت‌الله خمینی به میلیون‌ها زن روا داشته، با انتخاب خود رها می‌کند.

اما چرا مادرش که او نیز ظاهرا در کانادا فوق لیسانس گرفته می‌خواهد این انتخاب دخترش را مخدوش کند؟

اما بحثی دیگر در باره نگاه خانم اشراقی به بد بودن «دست‌کاری» است. ایشان سخنان ثبت شده آیت‌الله خمینی را در یک فیلم، دست‌کاری شده می‌دانستند:

«به نظر من قسمت هایی از این فیلم جعلی است، در ابتدای فیلم صدای امام تقلید شده است، همچنین این فیلم را کامل و واقعی ببینید معمولا جهت تخریب چهره امام لا اله سخن امام را گرفته و الا الله را رها می کنند»

اما ظاهرا سخنان پدربزرگ ایشان در جای دیگری یعنی  صحیفه نور جلد ۸ صفحهٔ ۱۳ ثبت شده بود.

اعضای خاندان آیت‌الله خمینی البته بارها نسبت به نقض گسترده حقوق بشر، تبعیض و نارواهایی که مرتبط با «امام» بوده، سکوت کرده‌اند، اما از مزیت‌های وجودی رهبر انقلاب اسلامی بهره لازم را گرفته‌اند.

مطمئنا واقعیت‌های بسیاری در باره آن‌چه آیت‌الله خمینی و پیروان او بر سر کشورمان آورده‌اند، سانسور و نادیده گرفته شده، بندگانش همچنان به نفع او و به ضرر واقعیت «تدلیس» می‌کنند و بسیاری از اهالی رسانه نیز بدون تردید در تداوم این سانسور موثر و سهیم‌اند. اگر همراهی و همدلی بسیاری از همکاران رسانه‌ای نبود، خانم اشراقی اولا، چنین رفتاری نمی‌کرد، ثانیا یاد می‌گرفت که ارزش واقعیت و بیان آن مهم‌تر از نسبت فامیلی‌شان با کسی است که احتمالا به واسطه او، از موهبت‌هایی در دوران زیادی بعد از سال ۱۳۵۸ برخوردار بوده‌اند.

به نظر من، پوشیدن این لباس، به هیچ عنوان زشت نیست. زشت، سانسور و تدلیس است و هر اندیشه‌ای که به نفع قدرت واقعیت را پنهان می‌کند.

فارغ از همه چیز، به خانم نعیما طاهری بابت موفقیت‌شان تبریک می‌گوییم.

 

http://sepidedam.com/16961

خمینی, نعیمه اشراقی, کانادا

درود بر نتیجه «امام»، و شرم بر نوه «امام»

image-16961.jpg
8968781215 a32a9d5d5c o

در حاشیه تدلیس فتوشاپی عکس نتیجه آیت‌الله خمینی توسط مادرش

ماجرا بسیار ساده است. دختر نعیمه اشراقی(نوه خمینی، خواهر زن محمدرضا خاتمی، و عروس طاهری) ، در استان انتاریوی کانادا، جایزه‌ای مهم گرفته است. دکتر مریدی، وزیر تحقیقات و فن آوری هم به عنوان بالاترین مقام آموزش عالی دولت انتاریو در عکس حضور دارد. این افتخار کمی نیست. اما ماجرا آنجایی داغ می‌شود که نعیمه اشراقی، برای نشان دادن افتخار به دست آمده، عکس «فتوشاپی» دخترش را منتشر می‌کند.

به چند نکته توجه کنیم:

نعیما طاهری، دانشجوی دانشگاه مک‌مستر کانادا و دختر خانم اشراقی، به سن قانونی رسیده است. لباسی که پوشیده، خارج از عرف کانادا نیست و اتفاقا روسری هم دارد.

خانم نعیمه اشراقی اما، در فیسبوک عمومی خود، که از سوی هزاران هزار نفر دیده می‌شود و عملا رسانه فردی ایشان است، عکس‌ها را سانسور شده منتشر می‌کند، آن هم در عصر آزادی اطلاعات.

اگر خانم اشراقی، عکس سانسور نشده دخترش را منتشر می‌کرد، حداکثر از سوی بخشی از اصول‌گرایان مورد انتقاد قرار می‌گرفت، اما اینک کارش از همه سو مورد نقد خواهد بود. چرا؟

- حق انتخاب دخترش را برای پوشیدن لباس زیر سوال برده است.
- واقعیتی را «تدلیس» کرده. به عباراتی، فتوشاپ کرده و در فیسبوک عمومی خود نمایش داده.
- جایزه نعیما طاهری را تحت الشعاع سانسور خود قرار داده است.

اما این ماجرا چه سوال‌های جدیدی را ایجاد می‌کند و حساسیت‌های جدیدی را بر می‌انگیزد؟

- چرا خانم اشراقی عکس «دست‌کاری» شده را جانشین عکس کاملا متین دختر خود کرده است؟
- چرا اینقدر نسبت به این عکس حساسیت نشان داده؟

اما نکته مهم‌تر و البته سوال‌برانگیزاننده‌تر، ریشه‌های خانوادگی است.

آیت‌الله خمینی، حجاب را به زنان ایران، خارج از حق انتخاب‌شان، تحمیل کرد. به عبارتی، آیت‌الله خمینی، حقوق میلیون‌ها زن را در کشورمان دست‌کاری کرد و هزاران هزار زن «بدحجاب» و «نیمه‌حجاب» توسط نیروهای انتظامی و بسیج مقلد «امام» کتک خورده و آسیب دیده‌اند.

هزاران هزار زن ایرانی حتی با داشتن اندک آرایشی در حد خانم نعیمه اشراقی، مورد برخوردهای خشونت‌آمیز نیروهای حکومتی قرار گرفته‌اند.

اما حالا یک زن، در خارج از ایران، با لباس و حجابی که احتمالا انتخاب خودش است، ظاهر شده و از وزیر تحقیقات و فن‌آوری انتاریو که یک ایرانی-کانادایی هم هست، جایزه گرفته. بسیاری از چیزهایی را که پدربزرگ مادرش به جامعه ایرانی تحمیل کرده، در ظاهر او دیده نمی‌‌شود. چقدر خوب! او خود را از ظلمی که آیت‌الله خمینی به میلیون‌ها زن روا داشته، با انتخاب خود رها می‌کند.

اما چرا مادرش که او نیز ظاهرا در کانادا فوق لیسانس گرفته می‌خواهد این انتخاب دخترش را مخدوش کند؟

اما بحثی دیگر در باره نگاه خانم اشراقی به بد بودن «دست‌کاری» است. ایشان سخنان ثبت شده آیت‌الله خمینی را در یک فیلم، دست‌کاری شده می‌دانستند:

«به نظر من قسمت هایی از این فیلم جعلی است، در ابتدای فیلم صدای امام تقلید شده است، همچنین این فیلم را کامل و واقعی ببینید معمولا جهت تخریب چهره امام لا اله سخن امام را گرفته و الا الله را رها می کنند»

اما ظاهرا سخنان پدربزرگ ایشان در جای دیگری یعنی  صحیفه نور جلد ۸ صفحهٔ ۱۳ ثبت شده بود.

اعضای خاندان آیت‌الله خمینی البته بارها نسبت به نقض گسترده حقوق بشر، تبعیض و نارواهایی که مرتبط با «امام» بوده، سکوت کرده‌اند، اما از مزیت‌های وجودی رهبر انقلاب اسلامی بهره لازم را گرفته‌اند.

مطمئنا واقعیت‌های بسیاری در باره آن‌چه آیت‌الله خمینی و پیروان او بر سر کشورمان آورده‌اند، سانسور و نادیده گرفته شده، بندگانش همچنان به نفع او و به ضرر واقعیت «تدلیس» می‌کنند و بسیاری از اهالی رسانه نیز بدون تردید در تداوم این سانسور موثر و سهیم‌اند. اگر همراهی و همدلی بسیاری از همکاران رسانه‌ای نبود، خانم اشراقی اولا، چنین رفتاری نمی‌کرد، ثانیا یاد می‌گرفت که ارزش واقعیت و بیان آن مهم‌تر از نسبت فامیلی‌شان با کسی است که احتمالا به واسطه او، از موهبت‌هایی در دوران زیادی بعد از سال ۱۳۵۸ برخوردار بوده‌اند.

به نظر من، پوشیدن این لباس، به هیچ عنوان زشت نیست. زشت، سانسور و تدلیس است و هر اندیشه‌ای که به نفع قدرت واقعیت را پنهان می‌کند.

فارغ از همه چیز، به خانم نعیما طاهری بابت موفقیت‌شان تبریک می‌گوییم.

 

http://sepidedam.com/16961

خمینی, نعیمه اشراقی, کانادا

فایل صوتی اظهارات هاشمی رفسنجانی پیرامون بمباران شیمیایی مردم سوریه توسط بشار اسد منتشر شد

image-16932.jpg
در ادامه ماجراها پیرامون اظهارات هاشمی رفسنجانی درمورد بمباران شیمیایی مردم سوریه، امروز، دوشنبه، فایلی صوتی در فضای مجازی منتشر شد.
ماجرا از آنجا داغ شد که نعیمه اشراقی نوه آیت الله خمینی روز جمعه گذشته در فیسبوک خود نوشت که هاشمی رفسنجانی در ملاقات با جمعی از مردم استان اصفهان در حسینیه جماران، صریحا گفته است “دولت سوریه” مردم را با بمب شیمیایی مورد حمله قرار داده است.
jenayat
اما به دنبال جنجالی که پیش آمد، نعیمه اشراقی به خاطر “برداشت نادرست” از سخنان رفسنجانی عذرخواهی کرد، هرچند که به طور صریح، اظهارات هاشمی را مورد تکذیب قرار نداد.
قضیه به اینجا ختم نشد. دیروز یکشنبه خبرگزاری ایلنا نوشت که هاشمی رفسنجانی در مراسم سالگرد مرگ آیت‌الله صالحی در سوادکوه مازندران گفته است مردم سوریه از یک طرف “توسط حکومت خودشان” مورد حمله شیمیایی واقع شده‌اند و از طرف دیگر باید منتظر حمله خارجی‌ها باشند…
ولی بلافاصله، گذشته از خبرگزاری ایلنا که خیلی زود خبر خود را سانسور کرد، اظهارات رفسنجانی نه تنها از سوی دفتر وی بلکه از سوی مرضیه افخم، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران تکذیب شد.

ozrkhahijpg

خبرگزاری تسنیم، نزدیک به رفسنجانی، خبر می‌دهد که خانم نعیمه اشراقی به خاطر سخنان قبلی‌اش در بارۀ رفسنجانی عذرخواهی کرده است.
چند روز قبل، نعیمه اشراقی، نوۀ خمینی، در صفحه فیس‌بوک خود نوشته بود “آقای هاشمی رفسنجانی در ارتباط با بمباران اخیر سوریه سخنانی بدین مضمون مطرح کرده است: دولتی که ملت خود را بمباران شیمیایی کند، عواقب سخت آن را خواهد دید”…
اما اینک نعیمه اشراقی گفته است: “اگر برداشت نزدیکان من از سخنان آقای هاشمی برداشت صحیحی نبوده، از همین جا و بعدا حضوری از ایشان عذرخواهی می‌کنم… سایت‌ها و افرادی که به دنبال گل‌آلود کردن آب و گرفتن ماهی از آن هستند، بدانند بیهوده انرژی خود را هدر می‌دهند”…

اینک فصل تازۀ ماجرا با انتشار یک فایل صوتی آغاز شده که در آن صدای آقای هاشمی رفسنجانی شنیده میشود.
در بخشی از این فایل صوتی صدای فرد دیگری نیز شنیده میشود که به نظر میرسد در حال گفتگو با تلفن است. لهجۀ مازندرانی وی، این فرض را ایجاد کرده که صداها در مازندران و احتمالاً در مراسم سالگرد آیت‌الله صالحی ضبط شده است.
در این فایل صوتی، هاشمی رفسنجانی در ابتدا با اشاره به مسایل و مشکلاتی که تحریم ها برای جمهوری اسلامی به وجود آورده و تاکید بر اینکه ایران در بایکوت و محاصره قرار دارد به موضوع سوریه می‌پردازد و میگوید:«هر لحظه گوش ها منتظر شنیدن صدای موشک ها است.
خدا به مردم سوریه رحم کند مردم سوریه در این دو سال خیلی سختی دیده اند بیش از صد هزار کشته داده اند و هشت میلیون آواره در داخل و خارج از کشور دارند.
زندان ها دیگر جا ندارد و ورزشگاها را پر کرده اند. مردم از یک طرف، از طرف خود حکومتشان بمباران شیمیایی می‌شوند و از سوی دیگر باید منتظر بمبهای آمریکا بمانند.»
این اظهارات هاشمی رفسنجانی در حالی است که جمهوری اسلامی ایران رسما، گروه های اپوزیسیون سوریه را مسوول حملات شیمیایی اخیر در این کشور عنوان کرده است.

 

( صحنه‌ها تکان دهنده است، اگر دچار ناراحتی قلبی هستید لطفا تماشا نکنید )

شرم تان باد ای خداوندان قدرت
بس کنید !!!
بس کنید از این همه ظلم و قساوت
بس کنید !!!
ای نگهبانان آزادی!
نگهداران صلح
ای جهان را لطفتان تا قعر دوزخ رهنمون
سرب داغ است این که می بارید بر دلهای مردم
سرب داغ
موج خون است این که می رانید بر آن کشتی
خودکامگی را
موج خون
گر نه کورید و نه کر
گر مسلسل هایتان یک لحظه ساکت می شوند
بشنوید و بنگرید
بشنوید این وایِ مادرهای جان آزرده است !
کاندرین شبهای وحشت سوگواری می کنند
بشنوید این بانگ فرزندهای مادر مرده است
کز ستمهای شما هر گوشه زاری می کنند
بنگرید این کشتزاران را که مزدورانتان
روز و شب با خونِ مردم، آبیاری می کنند
بنگرید این خلق عالم را که دندان بر جگر
بیدادتان را، بردباری می کنند
دست ها از دستِ تان، ای سنگ، چشمان! بر خداست
گر چه می دانم
آنچه بیداری ندارد
خواب مرگ بیگناهان است و وجدان شماست
با تمام اشکهایم، باز- نومیدانه – خواهش می کنم
بس کنید !!!
بس کنید !!!
فکر مادرهای دلواپس کنید
رحم بر این غنچه های نازکِ نورس کنید
بس کنید !!!

1236174 10151778281123954 161621697 n

متعجبم از مردمی که برای طفلان مسلم که صدها سال پیش کشته شده اند میگریند و برای مظلومیت علی اصغر گریبان پاره میکنند اما با سکوت شاهد پرپر شدن طفلان معصوم و مظلوم سوریه هستند!!! به چه زبانی باید بگوییم که نمی خواهیم سرمایه های ملی مردم ایران خرج حکومت سرکوبگر بشار اسد قاتل شود، ما نمیخواهیم در این کشتار شریک باشیم، چرا پول ملت ایران باید خرج کشتار کودکان سوریه ای شود؟!!!
محمد رستگار ۱ شهریور ۱۳۹۲

http://sepidedam.com/16932

بمباران شیمیایی, سوریه, نعیمه اشراقی

تناقض آشکار اظهارات نعیمه اشراقی نوهٔ خمینی با سخنان قاطعانه پدر بزرگش

image-11472.jpg

به گزارش سپیده دم امروز جمعه ۳۰ فروردین ۱۳۹۲ نعیمه اشراقی، نوهٔ دختری آیت‌الله خمینی و خواهر زن محمد رضا خاتمی در صفحه رسمی‌ خود در فیسبوک در جواب مصباح یزدی که گفته بود ” طبق اندیشه امام خمینی اگر رئیس جمهور توسط ولی فقیه نصب نشود اطاعت از او حرام است ”  نوشت:

آقای مصباح یزدی خواهشمنداست شما مفسر نظر و اندیشه امام نباشید و برای تثبیت اندیشه های خود, نظرات امام را تفیسر به رای نکنید!!!
باور و اندیشه امام به رای مردم به گونه ای بود که حتی مشروعیت اجرای اصل ولایت فقیه را در تایید رای مردم می دیدند. جمله معروف “میزان رای ملت است” را به حقیقت باور داشتند و عمل می کردند به همین دلیل حتی جهت تایید قانون اساسی که توسط نمایندگان واقعی مردم در مجلس خیرگان قانون اساسی تدوین و تصویب شده بود, انتخابات برگزار کردند.
تنفیذ حکم ریاست جمهوری توسط رهبر طبق قانون اساسی در واقع تنفیذ رای ملت و تشریفات آغاز به کار ریاست جمهوری است و چنانچه این تنفیذ صورت نپذیرد لازم است مجددا انتخابات برگزار شده و در هر صورت رئیس جمهور توسط مردم انتخاب می شود.
آقای مصباح,
ما نگرانیم رئیس جمهور منتخب مردم نباشد اما به نظر می رسد شما نگرانید رئیس جمهور منتخب رهبر نباشد.

اما سخنان نوه بنیان گذار جمهوری اسلامی در تناقض آشکار با سخنان قاطعانه آیت‌الله خمینی نسبت به مخالفین و نظر ایشان   در مورد رأی و نظر مردم است.

آیت‌الله خمینی  در این سخنرانی‌ در مورد آزادی مطبوعات، احزاب و گروه‌ها می‌گوید:  اگر قلم تمام مطبوعات را شکسته بودیم، اگر چوبه‌های دار را در میدان‌های بزرگ بر پا کرده بودیم، اگر احزاب و گروه‌های فاسد را ممنوع میکردیم … یک حزب و فقط حزب الله …   و سپس از پیشگاه خداوند متعال و مردم عذر خواهی‌ میکند که این کار‌های انقلابی را کامل اجرا نکرده است.

 

نعیمه اشراقی 7

نعیمه اشراقی در صفحه ی فیسبوک، اینطور خودش را معرفی کرده است:
‘من نعیمه اشراقی سومین فرزند آیت الله اشراقی و هفتمین نوه ی حضرت امام خمینی هستم’

نعیمه اشراقی 3

نعیمه اشراقی معاون مدیر عامل و عضو هیئت مدیره شرکت خدمات مهندسی نفت کیش است. بعضی وی را فعال سیاسی اصلاح‌طلب می دانند.

 

 

نعیمه اشراقی 2

نعیمه اشراقی، در گفتگو با سایت باز انتخابات درباره کاندیداتوری محمد خاتمی: : اگر طی روزهای آینده شنیدید که وی نامزدی خود را برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم اعلام کرده تعجب نکنید. (۲۱ اسفند ۱۳۹۱ – فرهنگ نیوز)

 

نعیمه اشراقی 6

نعیمه اشراقی در اسکله دوبی – خرداد ۱۳۹۱
(عصر امروز)

نعیمه اشراقی 5

نعیمه اشراقی خواهرزن محمدرضا خاتمی: حجاب فقط برای گران‌بها شدن زن برای مردان است. ( پایگاه خبری عماد نیوز)

در هفته‌های گذشته خبرنگار سپیده دم سوالات زیر  را برای نعیمه اشراقی ارسال نمود که تا این لحظه بی‌ پاسخ مانده است.

به نظر شما مردم اجازه نقد آیت الله خمینى را دارند و به صورت کلى تر آیا ایشان را قابل نقد میدانید؟ اگر ایشان را قابل نقد میدانید فکر میکنید چه دلیلى باعث شده تا چنین اتفاقى در صدا و سیما و رسانه هاى داخل ایران رخ ندهد؟

 

 

http://sepidedam.com/11472

آیت‌الله خمینی, خاتمی, محمد رضا خاتمی, مصباح یزدی, نعیمه اشراقی